تبلیغات
★→رمــــان و متــن زیبــا←★

سلام ^_^

دوشنبه 20 فروردین 1397 07:36 ب.ظ

نویسنده : ♡ Maedeh ♡
 سلام . مائده هستم مدیر این وب ...
من داخل این وب رمان میزارم و متن‌های قشنگ امیدوارم خوشتون بیاد
قانون خاصی هم ندارم
فقط نظر بدید و در نظر سنجی شرکت کنید لطفا
راستی نویسنده هم قبول میکنیم



دیدگاه ها : ♡ نظرات پست ثابت ♡
آخرین ویرایش: چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397 12:33 ب.ظ

سلام

دوشنبه 10 تیر 1398 05:57 ب.ظ

نویسنده : R
نمیدونم اینجا هنوز آدمایی هستن که منتظر داستانم باشن یا نه
اما کسی بهم نظر نداده پس ینی کسی نمیخواد
مائده هم که غیبش زده پس صلوات
درخواستی دارید بگید قبول میکنم




دیدگاه ها : کامنت ها
آخرین ویرایش: دوشنبه 10 تیر 1398 05:59 ب.ظ

مطلب رمز دار : برای مگان(با همون رمز قبلی)

شنبه 25 خرداد 1398 10:47 ب.ظ

نویسنده : R
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 10 تیر 1398 07:33 ب.ظ

خاطرات من part 6

دوشنبه 20 خرداد 1398 10:25 ب.ظ

نویسنده : R
ارسال شده در: خاطرات من فصل اول ,
چون یه مدت نبودم گذاشتمش
برای بعدی 20 تا

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 20 خرداد 1398 10:46 ب.ظ

خاطرات من part 5

دوشنبه 20 خرداد 1398 09:28 ب.ظ

نویسنده : R
ارسال شده در: خاطرات من فصل اول ,
من ناامید شدم
اما از آدمای ناامید متنفرم پس
اینم پارت 5
برای بعدی
10 تا

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 20 خرداد 1398 10:46 ب.ظ

برای دیانا جون

دوشنبه 20 خرداد 1398 04:55 ب.ظ

نویسنده : ♡ Maedeh ♡
سلام گلم ... اگه میخوای میتونی نویسنده شی ...
ببخشید که داخل پست اول جوابت رو ندادم



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 20 خرداد 1398 04:56 ب.ظ

سلام

دوشنبه 20 خرداد 1398 04:43 ب.ظ

نویسنده : ♡ Maedeh ♡
سلام بچه‌ها...
شرمندم که نیستم ....
ریچل جون چرا رفتی گلم؟؟ بهت احتیاج داشتم :(
واقعا هم ازت معذرت میخوام که نبودم..‌
اگه کسی هست میخواد نویسنده شه و فعال شه بیاد چون میخوام مدیریت رو بهش بدم ...
ریچل جون حیف نیستی خواستم به تو بدم :(



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 20 خرداد 1398 04:45 ب.ظ

به مدیر

پنجشنبه 9 خرداد 1398 08:00 ب.ظ

نویسنده : R
خانوم مدیر،
من اگه اشکالی نداره
اشتباهی چن تا از نظراتو تایید 
کردم
امید وارم ناراحت نشی
ریچل



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 9 خرداد 1398 08:01 ب.ظ

خاطرات من قسمت چهارم

سه شنبه 7 خرداد 1398 02:23 ب.ظ

نویسنده : R
ارسال شده در: خاطرات من فصل اول ,
سلام ببخشید دیگه
کوتاه بود ببخشید
فردا قسمت شش میاد

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 7 خرداد 1398 04:03 ب.ظ

مطلب رمز دار : برای دیان الیز (رمز پست اسم الیزه)

سه شنبه 7 خرداد 1398 01:13 ب.ظ

نویسنده : R
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 10 خرداد 1398 01:41 ب.ظ

وبلاگ جدید

دوشنبه 6 خرداد 1398 04:57 ب.ظ

نویسنده : R
سلام دوباره بر دوستان،
با وفا
و دوستان،
بی وفا
بگذریم می خواستم یه خبر بدم
وبلاگ خاطراتی زدم
تازه شروع به کار کرده پس توقع نداشته باشید
اینم آدرس:
Diary86.mihanblog.com
لطفا بسرید



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 6 خرداد 1398 07:33 ب.ظ

کمککککککککککک

دوشنبه 6 خرداد 1398 03:51 ب.ظ

نویسنده : R
من با میهن بلاگ مشکل دارمممممممممممممممم
نمی تونم عکسامو آپلود کنممممممممممممممم
چرااااا؟
آپلود میشه،نمی تونم عکسامو بزرگ کوچیک کنممممممممممممممم
کککککککمکمممممکمکمکمکم



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 6 خرداد 1398 03:52 ب.ظ

هاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاها

دوشنبه 6 خرداد 1398 02:50 ب.ظ

نویسنده : R
امروز من خر کیفم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دیونتم عشق پر احساسم،
می دونم اینو که نباشی هوا نیس واسم!
من اینو می دونم با تو آرومم
اسمتو میارم همه جا میگم
تویی تویی آقاعم
دیوونه شدم،
چرا؟؟؟؟
چون کنار چ را هس!
عاشقتم
میفهمی؟
با تمام وجودم می خوامت!
میفهمی؟
دیگه نمی تونم تحمل کنم
بچه ها فک کنم عاشق شدم!
وااااااایییییی



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 6 خرداد 1398 05:12 ب.ظ

تولد دوست خوبم الیزابت مبارک!

جمعه 3 خرداد 1398 11:51 ب.ظ

نویسنده : R
عزیزم تولدت مبارک من امروز آن نبودم
ولی تولدت مبارک
ان شاء الله صد سال زنده باشی!
ببخش دیگه نبودم،یادم نبود!
تا رسیدم یاد تولدت افتادم
دوستدار تو
ریچل
آپلود عکس



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 6 خرداد 1398 05:12 ب.ظ

تصمیمات غیر منتظره!

پنجشنبه 2 خرداد 1398 10:14 ب.ظ

نویسنده : R
آقا من مرض دارم!
کلا مرض دارم!
امروز دلم میخواد این داستانو بذارم
فردا هم اون یکی رو!
نمی دونم چمه؟؟!!!!
با یکی خوبم با یکی بد!
نمی دونم شاید زدم یکی شخصیتای داستان رو کشتم اون یکی رو هم فلج کرذم!
پس توقع نداشته باشید،همه چی خوب پیش بره
یه روز عاشقم
یه روز دلتنگ
کلا مرض دارم گفته باشم



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 6 خرداد 1398 05:13 ب.ظ

آن سوی دریا ها

پنجشنبه 2 خرداد 1398 01:46 ب.ظ

نویسنده : R
یه داستان میذارم به نام آن سوی دریاها،شخصیت های داستان از اونجایی که من به انیمه هنر ششمیر زنی آنلاین خعلی علاقه دارم و داستان کلا درباره ششمیر زنیه،اونا رو منتخب نمود ام.
شخصیت های اصلی:
1.ترزا فانینگ(آرتوریا پندراگون)
2.دیوید دیموند
3.مرلین(جادوگر عظم)
4.رز کالین
5.ریچل ثرال
6.ارواح پادشاهان و ملکه های بریتانیای کبیر
دیگه نمی دونم 
خلاصه داستان:سال ها پیش در سرزمینی که الان بیریتانیای کبیر نامیده میشده دختری گیسو بلند متولد شد
دختر آرتور شاه ملکه سیبر،برای حفظ سرزمین و دودمان پندراگون خود دخترش را منجمد کرد دخترک یخ زده قرن ها و قرن ها را به تنهایی سپری کرد،روح مرلین که سال ها بود از جسد کودک کحافظت می کرد تصمیم گرفت او را آزاد کند و دخترک به دست زن ثروتمندی افتاد زن ثروتمند دخترک را مانند دختر خود بزرگ کرد اما در 16 سالگی دختر غیبش زد دختر حالا پیش خاله اش می ماند،او در تابستان به همراه دوستانش توسط مدرسه به اردویی رفت،پسری که خیلی مشکوک می زد را در شب دنبال کرد و توسط دریا بلعیده دختر تنها در دریا به کمک پسر،به دنبال ششمیر آرتور شاه میروند ششمیر افسانه ای اکس کالیبور...

خودم عاشق این داستانم،ولی بین خاطرات من و این یکی موندم،خاطرات من حداقل شش فصله و اگه منو جای جرمی زگ میذاشتن الان فاتحه تون خونده بود
ولی این یکی 3 فصله و من یکی دو هفته ای هست که تایپش می کنم و آمادس
چه کنم چه نکنم؟
برای انتخابش برید تو نظر سنجی شرکت کنید.

شمس باشید



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 6 خرداد 1398 05:13 ب.ظ



تعداد کل صفحات : 38 1 2 3 4 5 6 7 ...